یک غنچه از لب تو چرا وا نمی شود؟

یک بوسه از لب تو سهم ما نمی شود

گفتم بخوان تو یک ورق از دفتر مرا

گفتی برو برو برو حالا نمی شود

همواره وعده های تو فرداست نازنین

تقویم روزهای تو فردا نمی شود؟

زاینده رود دیده ما را بگو نرو

این رودخانه قسمت دریا نمی شود

گفتم کسی شبیه تو پیدا کنم ولی

اصلا کسی شبیه تو پیدا نمی شود

میخواستم کنار تو باشم ولی نشد

میخواستم برای تو، اما نمی شود

گفتم که از فراغ تو مردم به خنده گفت:

با مردن تو آخر دنیا نمی شود