گروه وایبری!

یه گروه وایبری ساختیم..

محض احتیاط مبادا ثانیه ای از حال هم بی خبر باشیم! :)

شماره همه بچه هارو نداشتیم. اگه شما هم جا موندی یه پی ام به ۰۹۳۸۱۲۵۰۰۷۵ بده. الخلاص!

والا!

به یاد اولین مهر دانشگاه

پا به پای کودکی هایم بیا/ کفش هایت را پا کن تا تا


قاه قاه خنده ات را ساز کن/ باز هم با خنده ات اعجاز کن


پا بکوب و لج کن و راضی نشو/ با کسی جز عشق همبازی نشو


بچه های کوچه را هم کن خبر/ عاقلی را یک شب از یادت ببر


خاله بازی کن به رسم کودکی/ با همان چادر نماز پولکی


طعم چای و قوری گلدارمان/ لحظه های ناب بی تکرارمان


مادری از جنس باران داشتیم/ در کنارش خواب آسان داشتیم


یا پدر اسطوره دنیای ما/ قهرمان باور زیبای ما


قصه های هر شب مادربزرگ/ ماجرای بزبز قندی و گرگ


غصه هرگز فرصت جولان نداشت/ خنده های کودکی پایان نداشت


هرکسی رنگ خودش, بی شیله بود/ ثروت هر بچه قدری تیله بود


ای شریک نان و گردو و پنیر/ همکلاسی باز دستم را بگیر


مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست/ آن دل نازت برایم تنگ نیست؟


حال ما را از کسی پرسیده ای؟/ مثل ما بال و پرت را چیده ای؟


حسرت پرواز داری در قفس؟/ می کشی مشکل در این دنیا نفس؟


سادگی هایت برایت تنگ نیست؟/ رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست؟


رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟/ آسمان باورت مهتابی است؟


هرکجایی, شعر باران را بخوان/ ساده باش و باز هم کودک بمان


باز باران با ترانه ، گریه کن / کودکی تو، کودکانه گریه کن


ای رفیق روزهای گرم و سرد/ سادگی هایم به سویم باز گرد!