شب قدر

 

 دل را ز شرار عشق سوزاند علی(ع)

یک عمر غریب شهر خود ماند علی(ع)

وقتی که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگر نماز می خواند علی(ع)

شهادت حضرت علی (ع)، مولای متقیان، پدر یتیمان رو به همه دوستای عزیزم تسلیت میگم و از همه در این شبهای عزیز و پرفیض قدر التماس دعا دارم و انشالله همگی این شبهای قدر رو قدر بدونیم و برای همه دوستان دعا کنیم که:

خدایا در این شبهای قدر قدم هایی را که برایمان بر می داری بر ما آشکار کن

تا درهایی را که به سویمان میگشایی ندانسته نبندیم

و درهایی را که به رویمان میبندی به اصرار نگشاییم

الهی این شبها که همه قرآن به سر می گذارند

ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم .

  

بعد از 2ماه و 8 روز

سلام

امروز دقیقا ۲ماه و ۸روزه که مطلبی ننوشتم

سرم شلوغ بود و دلم گرفته و اصلا حال و حوصله هیچی (حتی وبلاگ) رو نداشتم

اتفاقای زیادی برام افتاد

از همه غم انگیزتر فوت ناگهانی داییم بود و از همه بهتر قبولی احسان و دفاع از پایان نامه ام بود

معذرت میخوام از دوستایی که منتظر بودن تاریخ دفاعم رو بهشون بگم ... اصلا شرایط خوبی نداشتم و به هیچکس نگفتم ولی خداروشکر خوب بود

ایشالا دفاع دکتریم بهشون میگم

چند وقت پیش از شبکه چهار شعری پخش شد که به نظرم زیبا بود و من تقدیمش میکنم به دوستان....

خیال خـام پلنگ من ، به سوی مــاه جهیدن بود
و مـاه را زِ بلندایش ، به روی خاك كشیـــدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
كه عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دسـت رسیدن بود

گل شكفته ! خداحافظ ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من ، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری ، موازیــان به ناچاری
كه هردو باورمان ز آغـاز ، به یكدگــر نرسیدن بود

اگــرچـــه هیچ گل مرده ، دوبــاره زنده نشد امّا
بهـــار در گــل شیپـوری ، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم ، شرنگ ریخت به كام من
فریبكــار دغل‌پیشه ، بهانــه ‌اش نشنیـــدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی ، كه كرم كوچك ابریشم
تمام عمر قفــس می‌بافـت ولی به فكر پریدن بود

توی این شب و روزای عزیز دوستان رو از دعای خیرتون فراشون نکنید