یه روز سر کلاس استاد ریاضیات که منم مثل سپهر اسمشون یادم نمیاد بحث سر این قضیه شد که توی هیچ کشوری دو نفر شماره شناسنامه مشابه ندارن...بچه ها با استاد بحث میکردن که ما نمونه داریم همچین چیزی خلافش هم قابل اثباته ...اینقدر کلاس شلوغ و بهم ریخته شد که این استاد بیچاره ما گیج شد و یهو گفت این قضیه مثل یه جک می مونه که میخام براتون تعریف کنم

همه بچه ها گوش به زنگ و ساکت و استاد با منگی تمام و غافل از ادب ... گفت:

یه روز به یارو میگن سه تا پس...تاندار نام ببر...یارو میگه خواهرم ، مادرم، مادرزنم....!!!

تعریف و دستپاچگی استاد بیچاره همان و سرخ شدن و خنده های بالقوه دوستان در حال ترکیدن 

همان....

و از همه عجیب تر بی ربطی این جوک با بحث بچه های کلاس....