دلم برای روزهای سرد خانه پدری ام تنگ است.
در کوچه باد می آید این ابتدای ویرانی است...
شب تاریک زمستان
ماه نیمه راهش را رفته..
بارش آرام برف
پنجره بخار زده اتاق بی بی
من در تب یک بیماری ساده
خانه غرق سکوت
بوستان و گلستان رو به من باز..
بیشتر هجوم خیالهای پریشان
دلتنگی های کهنه
باد با پنجره شکسته اتاق بازی میکند
صدای شعله بخاری..
اینجا زمستان است.
فصل دوری.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۰/۱۹ ساعت 23:30 توسط عبدالله جعفری
|