خوابگاه جهان آرا رو ک یادتونه، دادنش ب ما و حالا شده جزئی از مجتمع خوابگاهی، بلوک 16

اینو روبروی اون بلوک کشف کردم



خیلی شبیه اینه!:

"راستی خبرت بدهم، خواب دیده ام خانه ای خریده ام

بی پرده...بی پنجره...بی در...بی دیوار....هی بخند!...؛

بیا برویم رو بروی باد شمال

آن سوی پرچین گریه ها، سرپناهی خیس از مژه های ماه را بلدم

که بیراه ی دریا نیست

دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام، بیا برویم!

آن سوی هر چه حرف و حدیث امروزست، همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی است

می توانیم بدون تکلم خاطره ای حتی کامل شویم

می توانیم دمی در برابر جهان، به یک واژه ی ساده قناعت کنیم....."

-سید علی صالحی-