سلام
من همیشه فکر میکردم تمامی آشوب ها از این آمریکای پدر سوختس! نگو شیطون مادر مرده خیلی بدتره!!!
خیلی واسم جالب بود!
این بار وقتی وبلاگ رو دیدم کامپیوتر مثل انرژی هسته ای (که 100درصد حق مسلم ماست) جلوی چشام متلاشی شد!! فکر کنم باید ماتریکس 4 رو از روی این صحنه بسازن!!
باید بگم من فکر میکردم تو کلاس فقط ادبیات من ضعیفه! نگو همه به یک خطیم!
دفتر مشقاتونو باز کنید و معنی شعر من رو بنویسید:
روزی روزگاری
روزی بود روزگاری بود (نقطه سرخط!!!)
زمستون بهاری
یه "اتفاقی" بود که در زمستان می افتاد و نتایجش در بهار بر روی سایت سازمتن سنجش اعلام می شد!
فوق لیسانس مفتی
غیر از این روش، راه دیگری هم وجود داشت و آن هم "نمره اول شدن" می بود که بسیار سختر می بود، اگر می نبود من یا مثلا همین خانم ن.ا می شدیم!!!!!!!
فعلا بپا از خوشحالی نیوفتی!!!
اما باید به آنهایی که از این روش به اصطلاح "مفتی" رفتند هشدار دهیم که نکند یهو از ذوق بیوفتند! (افتادن در اینجا ایهام دارد هم به معنی از پله دانشکده افتادن و هم دروس ارشد را پاس نکردن!!)
تو کوچه ی قصه ما
در این مصرع زندگی تشبیه به قصه شده است و ما بایستی از قصه ها عبرت بگیریم، عبرتی برای سایرین خواه پند گیرند و خواه بروند سربازی!!
2تا رفیق، با صد تا یادگاری
در این مصرع تاکید بر "رفاقت"، دوباره میگویم "رفاقت" است(بسیار قابل توجه دوستان عزیز، چه عینکی ها و چه بی عینک ها!!!!)
دست در دست هم دهیم؟؟ استغفرالله!!!!
جدا شدن ز دوستای قدیمشون
کاملا منطقیه که بگیم این 2نفر از دوستای قدیمشون جدا شدن و در مقابل کاملا بی منطقیه اگه ما توقع داشته باشیم با تمام سرمشغولیهای این عزیزان، با ما (ولو رفیق فابریکشون بودیم) مثل سابق باشن!
ارشد گرفتن خواه از کنکور و خواه بی کنکور ابهت داره و این حق اونهایی است که زحمت کشیدن پس حتی اگه خانم سیامکی حرفاشونو جدی هم گفته باشن اونقدر ها هم بیراه نگفتن!!!!
ولی با شناختی که این حقیر از هر دو همکلاسیمون دارم، همیشه شهره خنده و شوخی و .. بودن.
پس با نگاهی به آینده(!) درست عمل کنیم!!
ارشد قبول شدن، "نوش جونشون"!
در این مصرع، شاعر عزیز به صراحت شادمانی خودش را از قبولی این عزیزان نشان داده و قصد هیچ بلوایی را نداشته!!!! با تشکر از این شاعر گرانجان! و مفت مفخر!!!
در ضمن کوچک جوابی هم به خانم ابراهیمی عرض نماییم ابتدا بخوانید نظر ایشان را:
"راستی آقای جعفری به نظرم همان ایمیل ها را کپی بفرمایید در وبلاگ بسیار سنگین تر است و شاید بتوانید کمی آتش به پا کنید و آمار نظرات را بالا ببرید... باور بفرمایید ما اینگونه خرسند تریم تا این که بیاییم و شاهکارهای ادبیتان را ببینیم و بگوییم از ماست که بر ماست وقتی شما اینگونه تمامی تاریخ و فرهنگ و هنر و ادب و... ایران زمین را زیر سوال می برید دیگر چه داریم که بخواهیم برای حفظش مبارزه کنیم"
(پاسخ احمدی نژادی): ببینم یعنی خود شما از تو ایمیلتون هیچی کپی نمی کنید؟ها؟ یعنی شما با این کارتون به فرهنگ کمک می کنید؟
در مورد ادب هم باید گفت:
من که شعر میچسبانم در تاکسی
به حق زنده نکردم من این فارسی؟
اگه نمیتوانید ذوق ما را ببینید لطفا alt+f4 را کمی فشار دهید!!!
همیشه بخندید
و دوست برارید همدیگر را!!!
+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت
15:54 |